تبليغاتX
شب بی قانون

شب بی قانون

 

                                                                

نگاهی به پدیده سینمای ملی

این تن است یا لباس    

                                             

 

به گواه تاریخ،تمام حرکت های سیاسی،اجتماعی و یا فرهنگی به پشتوانه تئوری هایی شکل گرفت که گروهی از نخبگان یک دسته،رسته و یا نحله فکری و عقیدتی آن ها را پردازش می کنند.معمولا سبک و شیوه های جدید در اعتراض و یا به منظور تکمیل روش های گذشته شکل می گیرند.

 

اغلب خرق عادت، کلید موفقیت و راه نجات حرکت پویای فرهنگی است که از مرداب شدن گریزان است.به دنبال درک چنین ضرورتی،بشر در کل تاریخ در تکاپو بوده تا با کشف و ارائه راه های نوین در نگرش ،اجرا و نظم دهی به فعالیت های خود،طراوت و تازگی زندگی را با هنر و فرهنگ حفظ کند. سینما هم به عنوان عضوی از پیکره فرهنگی یک ملت و آراسته به جایگاه هنر هفتم از این امر مستثنا نیست.به طوری که در اغلب موارد با بروز سبک های نو در هنر به نوعی این هنر صنعت نیز تا جایی که امکان داشته خود را ملزم به رعایت قواعد مکتب و یا ژانر وابسته خود کرده است.چون سینما از جمیع هنرها بهره می برد و فیلمی که صرفا بر پایه متن و ادبیات استوار است نمی تواند از تحولات و قواعد مکاتب ادبی منفک باشد.
نکته قابل توجه در سینمای ایران که به دلایل معلوم در قالب صنعتی سینما قرار نمی گیرد و بیشتر متکی بر وجوه هنری آن است، در چند سال اخیر ژانرها و ساب ژانرهای اختصاصی را در درون خود ارائه داده است که بسیار بومی بوده  و با درنظر گرفتن تمام جوانب،نمونه خارجی ندارد.به عنوان مثال،سینمای دفاع مقدس (نه سینمای جنگ)،سینمای معناگرا(نه سینمای فارغ ازمعناگرایی)و سینمای ملی که فراتر از سینمای بومی تعریف می شود.
در دوره ای که نامگذاری های انحصاری بدون هیچ پشتوانه و احساس باب شده بود،گونه ای در سینمای ایران معرفی شد که با فروکش کردن تاب و تب مدیران نه تنها رها شد،بلکه دیگر فرد یا نهادی نیز زیر بار تولیت آن نرفت.عناوین قارچی این گونه که البته در ابتدا تئوری هایی نیز در باب آن ساخته و پرداخته شد،به نوعی برای پاسخ به روحیه متفاوت و کمال گرای ما و البته بیشتر به منظور نمایش وجه تمایزمان از حرکت های جهانی و ارائه نمایه ای مستقل از سینمای جهان به خصوص سلطه هالیوود است.کاری که فی نفسه بد نیست،اما ناپخته والکن است و به دلیل ضعف ریشه ای در ذات رشد و نمو خود،ناقص باقی می ماند.به عبارت روشن تر چون تئوری قوی و ریشه ای پشتیبان چنین حرکت های نیست،نامگذاری صرف یکی یا دو فیلم خاص،جریان فکری و هنری جهان شمولی را هم به راه نمی اندازد.
بهتر است برای پرهیز از کلی گویی به عنوان نمونه به سینمای ملی که یکی از این عناوین غیر قابل حل است، بپردازیم.عنوانی که مدت هاست رها شده و در میان متولیان سینما دیگر محلی از اعراب ندارد.


چرا سینمای ملی؟

از آنجا که جمهوری اسلامی ایران کشوری بنا شده بر دو اصل اسلام و جمهوریت است،پس در دنیا مانند ندارد.چون تقریبا هیچ کشور اسلامی و غیر اسلامی در جهان نیست که حداقل در حوزه سینما قوانین مشابه ما را داشته باشد.به عبارتی دیگر،درهر کشوری قواعد سانسور آن مطابق با قوانین مدنی،حقوقی و حتی تحولات سیاسی همان جا وضع می شود و به جرات می توان گفت که هیچ کشوری در دنیا وجود ندارد که در آنجا سانسور وجود نداشته باشد.پس ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست .در اینجا فیلم ها از چهار منظر مورد سانسور قرار می گیرند؛1.خشونت،2.سکس ،3. سیاست وچهارم مباحث ایدئولوژیک.

ادامه مطلب در :

http://www.simafilm.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=8262:این-تن-است-یا-لباس&catid=89:سی‌نما-ملی&Itemid=116

+نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت5 بعد از ظهرتوسط سمانه احمدی | |

خسته‌ام

 از آرزوها، آرزوهاي شعاری
شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری
لحظه‌های كاغذی را روز و شب تكرار كردن
خاطرات بايگانی، زندگيهای اداری
آفتاب زرد و غمگين، پله‌هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين، آسمانهاي اجاري
با نگاهي سرشكسته، چشمهايي پينه‌بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم‌انتظاری
صندليهای خميده، ميزهای صف‌كشيده
خنده‌های لب پريده، گريه‌های اختياری
عصر جدولهای خالی، پاركهای اين حوالی
پرسه‌های بی‌خيالی، صندليهای خماری
سرنوشت روزها را روی هم سنجاق كردم
شنبه‌های بی‌پناهی، جمعه‌های بی‌قراری
عاقبت پرونده‌ام را با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری
روی ميز خالی من، صفحه‌ی باز حوادث:
در ستون تسليت‌ها نامی از ما يادگاری...

قیصر امین پور

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت11 قبل از ظهرتوسط سمانه احمدی | |

 

باید بود و جنگید

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم آبان 1389ساعت11 قبل از ظهرتوسط سمانه احمدی | |