تبليغاتX
شب بی قانون

شب بی قانون

 

 آقای رئیس ! ما دیگه نیستیم !

 

  

از پس شنبه ، همان روز که بليط سينما را نيم بهاء می دهند اگر چشم باز کنی مي بينی

که داخل سالن سینما نشسته ای و با دهان کمی و تنها کمی بازتر دسته گل اخير جناب کيميايي را خيره خيره نگاه می کنی که ای عجب دنيای رو به راه نا به راهی !

نمی دانم کجا داد می زدند آن مرد با رئيس آمد .آن پسر طلا دوست دارد و يا آن فرشته کجا رفت ...

 چه فرق می کند که آن مرد چگونه بيايد ؟

مهم اين است که کسی می تواند هميشه با خودش جنجال آن سالها و روزها را در کت پالتويش بگذارد و هر کجا خواست ببرد .

از همه بهتر قرمز بايد هميشه نقطه عطف باشد . شما نبايد فراموش کنيد که خون در رگهايتان بی مايه فتير است و حتماً يک چاقو به خود زنيد و ده گلوله به ديگری تا مدار رفاقت هاتان به جا باشد .

در جائی خوانده بودم که کيميايي گفته بود آنچه من می سازم بازتاب و محصول همين جامعه است.

 اما واقعيت اين است که جناب رئيس با انبوه تخيلات و ماليخولياي که ارائه می دهد ، علاوه بر لجام گسیختگی واضح در روايت تا حدودی در بيان هم از عمد فراواقع تبعيت می کند .

فيلم رئيس يک حسن بزرگ دارد و آنهم اينکه اگر در کشور ديگری به نمايش درآيد ، ايران شيک ، آزاد و جذابی را ارائه داده که بدجوری به گنگستری امريکايي پهلو  می زند .

رئيس بازتاب جامعه ای است که از صافی ماليخوليای ذهن راوی گذشته تا به اين سوی دنيای مرفه او برسد . انگار او ديگر طبقه جديدی از جامعه ، در دنيای جديدتری را به رويارويي طلبيده .

بايد بپذيريم که خالق گوزن ها به هر دليل مدتهاست که از پشت پرده پنجره به اين دشت نگاه می کند و مدتهاست که  اعتراض را به آشفتگی و پريشانی حکم می دهد.  

 

+نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت5 بعد از ظهرتوسط سمانه احمدی | |

                  

            ستاره می شود!

 

 

 

«اليور استون» فيلمساز آمريكايي براي ساختن فيلمي درباره «محمود احمدي‌نژاد» خواستار سفر به ایران شد.


امادبير هيات اسلامي هنرمندان  می گوید: قطعا سينماگران ايراني به دليل شناخت و دغدغه بيشتر مي‌توانند بهتر در اين زمينه فعاليت كنند و با توجه به نوع رويكرد استون در هاليوود بايد بررسي‌هاي لازم را درمورد چنين اخباري انجام داد و قطعا «جواد شمقدري» مشاور هنري رئيس‌جمهور و دست‌اندركاران سينماي ايران موضوع فيلمسازي استون درباره رئيس‌جمهوري اسلامي ايران را مورد بررسي قرار خواهند داد.
وي تصريح كرد: اين موضوع مطرح شده، اما بايد بررسي‌هاي لازم در مورد آن انجام گيرد.
جواد شمقدري، هم  در این خصوص اشاره می کند كه در برخي از كشورهاي عربي درباره رئيس‌جمهور منتخب ملت ايران، كتاب نوشته‌اند، از اهالي فرهنگ، ادب و هنر خواست تا درباره شخصيت و عملكرد محمود احمدي‌نژاد به فعاليت‌ بپردازند.

+نوشته شده در شنبه نهم تیر 1386ساعت11 قبل از ظهرتوسط سمانه احمدی | |

 

 

یک سوزن برای محکوم کردن وجدانم کافی است!

 

             

 

همان طور که ممکن است يک داستان نويس قادر به نوشتن نمايشنامه يا فيلم نامه نباشد، ممکن است يك فيلمنامه نويس هم نتواند کارگردانی کند. عکس اين هم صادق است. گاهي هم برخي همه اين كارها را با هم انجام مي دهند. من  در حال تجربه ام. و مطمئن باشيد همين که احساس کنم ديگر در توانم نيست، دوباره به خلوت خودم بر می گردم و مي نويسم؛ اما تا به اين نتيجه نرسيده ام، اجازه بدهيد به روند تجربه کردنم ادامه بدهم، چون مطمئنم همين تجربيات هم اگر در کارگردانی با شکست رو به رو شود تجربه های نابی برای داستان نويسی ام خواهند شد.
اين بيان حال علي مؤذني نويسنده، فيلمساز است كه تاكنون علاوه بر داستانهاي كوتاه متعدد و چند رمان، نمايشنامه و فيلمنامه، ساخت چهار فيلم را نيز در پرونده كاري خود دارد. فيلم هايي چون:« تفتيش »،« هفتاد و چهلمين تن »،« آپارتمان »و ... با او به گفتگو نشسته ايم.

«درخت نقاشيش آبي بود. آب جويش زرد و خورشيدش سبز و پرنده آسمانش سرخ ، از سوراخ سوزنش پيدا بود به جايي وصل بوده ...»

 

*** كاري سخت تر از نوشتن سراغ داريد ؟
- نه به جان شما ... نه ،  به جان خودم .

 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت9 بعد از ظهرتوسط سمانه احمدی | |

 

   اينجا كسي به فكر بمب اتم نيست!

 

            

 

سالي كه گذشت، مردم دنيا آنقدر داستانهاي مختلف درباره دست يابي ايران به فناوري انرژي اتمي شنيدند كه اين روزها كمتر كسي است كه از اين نقطه نظر ايران را نشناسد.
«مدار121» داستان تلاش جمعي از همين نخبگان وطني است كه سعي در ايجاد پيوندي  بين نتايج علمي سازمان انرژي اتمي و تحقيقات پزشكي دارند. از اين رو ما هم در يك روز گرم براي ثبت صحنه هايي از اين فيلم به سازمان انرژي اتمي ايران دعوت شديم كه  آنچه مي خوانيد پيرو همين دعوت و در خلال ساخت «مدار121» شكل گرفته است. گفتني است اين فيلم از سري فيلمهاي پروژه خدمات و كارآمدي نظام است.


*** ورود آزاد است!


 اگر از تنها معبر بازرسي الكترونيكي كه به گيت معروف است به راحتي عبور كنيم، در سازمان انرژي اتمي ايران به رويمان گشوده مي شود.
قبل از هر چيز بايد از پيچ و خم مرحله پذيرش بگذريم: نام، نام خانوادگي، علت مراجعه، روز، ساعت و... درنهايت كارتي براي الحاق، ارائه مي شود كه تا پايان حضور بايد در حفظ و نگهداري آن بكوشيم و در نهايت آن را جايي نصب كنيم كه هميشه در معرض ديد باشد. به هر حال كارت را به لبه آستين لباس وصل مي كنم. موبايل و سي دي فيلم همراهم را به سرباز پشت ميز كنار گيت تحويل مي دهم. حالا قدري سبك شده ام و مي توانم پا به حياط گسترده افتخارات ميهني بگذارم.
عطاءالله مرادي در كنار ماشين منتظر ايستاده است. قرار است كه نقش رئيس سازمان انرژي اتمي را بازي كند. تنها براي حضوري كوتاه مدت در يك سمينار فراخوانده شده و لاغير.

آفتاب بر همه يكسان مي تابد و در زير آن تنها مي توان مسير پر پيچ و خم و ساختمانهاي متعدد را نظاره كرد.
اينجا علم حرف اول را مي زند و اگر از آن سر در نياوري، هر ساختمان برايت فقط يك ساختمان ساده خواهد بود كه آن را در هر جاي ديگري مي توان يافت.
ماجرا آنطور كه غالباً به نظر مي رسد، سخت و پيچيده نيست. چون موافقت شده است كه مجموعه اي از هنرورها كه هر كدام مي توانند شغل و يا سطح سواد متفاوتي نسبت به يكديگر داشته باشند نيز به مجموعه وارد شوند. سازمان انرژي اتمي مجموعه اي از ساختمانها و خيابانهايي است كه آدم را بيشتر به ياد يك مجموعه صنعتي مي اندازد تا جايي مثلاً براي تهديد امنيت جهاني. از آدم فضايي ها با لباسها و ماسكهاي خاص هم خبري نيست. به عبارت ساده تر، دريغ از شور و هيجان خبري آن سوي مرزها!


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت4 بعد از ظهرتوسط سمانه احمدی | |