|
تیغی که بوی پرواز می داد ! زمانی که قرار بود سريال «زير تيغ» پخش شود، سعی کردم با محمدرضاهنرمند گفتگويي انجام دهم اما ميسر نشد. مدتي بعد بار ديگر تمام تلاشم را به كار بستم تا او را به دام گفتگو بکشانم اما باز هم نتيجه همان بود. چرا كه به قول خودش اگر حرفی برای گفتن نداشته باشد،مصاحبه نمي كند و چيزي نمي گويد و اصلاً اهل جار و جنجال نيست. من زبان ايتاليايي نمي دانم و پس از مراسم اختتاميه ايتاليا را ترک کرديم . ولي به گفته يکي از مسؤولان جشنواره قرار بود به طور گسترده در مطبوعات ايتاليا به آن بپردازند. البته مراسم اختتاميه پوشش خبري خوبي در تلويزيون ايتاليا داشت؛ چون يکي از حاميان اقتصادي جشنواره، شبکه تلويزيوني ايتاليا بود . *** برخورد تماشاگران پس از ديدن سريال چطور بود؟ خيلي به برخورد بينندگان خودمان در ايران نزديك بود. بسياري از آنها بي صبرانه مي خواستند بدانند سرنوشت دو خانواده و رابطه رضا و مريم چه خواهد شد. من در جواب مي گفتم که اين يک سريال بلند است و مثل رمان، شخصيت ها و حوادث مختلفي دارد و نمي شود در يک جمله *** ايتاليايي ها خيلي شبيه ما هستند. اين واکنش ها مختص ايتاليايي ها نبود. همان طور که مي دانيد اين جشنواره بين المللي بود و از مليت هاي مختلف در آن شرکت داشتند. ما به طور مثال در طول برگزاري جشنواره با واکنش هاي مشابهي از طرف امريکايي ها، هندي ها، هنگ کنگي ها و ايرلندي ها، مواجه بوديم، ولي در صد ايتاليايي ها بيشتر بود كه آن هم طبيعي است چون جشنواره در ايتاليا برگزار مي شد. http://simafilmnews.ir/content/view/814/
سهم من و تو این است .
بوی گندم می آید پشت به مرز باران . دیکته هایت را رج نمی زنم نام هایت را مرور می کنم وعده های ناگفتۀ دیدار و قرص نانی که بر لبۀ پنجره خیس می شود . * * * تو به جنوب می روی و من به خیابان . در ملاقات پائیز پا به زا دستان بزرگ تو بوی نشئه گی دریا نمی دهد . بوی نمک و احساس خرد شده می آید . بوی گندم .
کسی از ماشین زمان پیاده نشده است . می خواهم از ریسمان ناف کودکم آسمانی ببافم . * * * رؤسای ادارات عمومی دست نگه دارید نمی خواهم هیچ ماده گاوی در مراسم شما، زیر سقف ما شیر سرو کند . * * * کودکم را برنمی دارم او تنها در برابرم زاده می شود . بی هیچ اضافه ای * * * خدانگهدار . باید با ریسمان ناف کودکم به آسمان برگردم .
ما متهمیم ؟!
متهم به گشودن پرونده ای که خودمان هستیم ؟!
باز هم باید باشد؟! پر بودم از رؤیت نیمه راه از حساب بی تصاحب و تو در امتداد خواب هزارسالۀ خود پشت بر ایوان خاطره می سائیدی کودکی در باغ می دوید و جادۀ پر مین به انتظار ، دست می کوبید تو نم پس نمی دادی ؟ تو بر نمی گشتی تو ، نه ساقهای نازک من به طوفان انفجار پاسخ می داد دلتنگیم جایی زیر دکمۀ پیراهن تو گیر کرده بود و تو نم پس نمی دادی ؟ تو بر نمی گشتی تو ، نه دود و بود و انزجار کسی در هوای کسی کشیده می شد سه وعده در روز تو نم پس نمی دادی تب از نردبان سایۀ هیکل تو بالا می رود . زخم خوب نمی شود . آنوقت چشمهایت زیر قفل فردا جاماند پاهایت در امروز سرت هم هی تکه تکه از دیروز می بارد چسب لازم است اما تو نم پس نمی دهی تو بر نمی گردی من، نه تو ، تنها در زیر پیراهنت هزار تکه چسبانده ای.
|
About
اگر روزي بتوانم بهترين کارم را انجام بدهم ، حتما سرم را مي گذارم و مي ميرم . Archivesهفته دوم آبان 1388هفته دوم مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته سوم فروردین 1388 هفته چهارم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته سوم دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 Links
ماهنامه فيلم
فيلم کوتاه |