|
یک اتود ساده ! ما – این خداوندگاران نوپا – پای در گل مانده ایم . چنانچه گاهی برای تجسم رؤیا هامان از آنچه استفاده کرده ایم ، غیر قابل بازگشت و یا احیاء بوده است که سالها به دنبال روش بیانی جدید و توجیه عملکرد می گردیم ؛ « چنان بوده است و چنین است . چنان خواهد بود و چنین نخواهد ماند ...» نه ! خانمها و آقایان . این جهان عرصۀ هنرمندی ماست !!! اما ما همیشه هنرمند نبوده ایم و برخلاف تصویر بعضی ها ، فضولات جامعۀ انسانی نه تنها فخری بر دنیا نیست بلکه از این بابت هم خجالت زده ایم ، چرا که فضله چهار پایان به نباتات زندگی می بخشد و ما فخر دوپا زباله سازانی بیش نیستیم . با صفحه ای به اندازه قد و قامتمان ، گذشته را ماله می کشیم و امیدواریم که طرحی نو درافکنیم . چرا که هنوز اشرف مخلوقاتیم و غره به تصویر پیچیده ای در ذهن و بهشتی که هزاره هاست می خواهیم خلق کنیم ! اما خوشبختانه هر جا که اشتباه می کنیم می گوییم ؛ ببخشید . این تنها یک اتود ساده است! " شما هم ببخشید . این تنها یک اتود ساده است ! "بخشی از نتیجه گیری پایان نامه دانشگاهی"
۱۷مرداد = ما - ...+...+...؟! امروز تعطیل است ! اما ما هستیم با تنی بی زره . بی کلاه .بی سلاح و تنها یک حنجره که به اندازه یک شهر روشن است .
دوام ليلي و مجنون به نارسيدن باد! جوانان اتوكشيده؛ كفش هاي برق انداخته، ماشين هاي آماده و يك ازدحام خارج از حد معمول در كنار بزمي در پس اين هياهو؛ اشتباه نكنيم، قرارمان اين نيست. صداي ساز و دهل هم ارتباطي به ما ندارد. تنها يك خوشامدگويي ساده است كه كمي دير وقت به نظر مي رسد! به عبارتي براي ورود به دفتر يك روزنامه آن هم در ساعات پاياني شب، كسي براي استقبال، با ساز و دهل نمي آيد. اما وجود يك تالار عروسي آن هم مقابل دفتر روزنامه، پاياني است بر اما و اگر و شايد هايي كه از بدو ورود ذهن آدم را مشغول مي سازد. لطفاخالكوبي عكستان را پاك كنيد! هوا دست كمي از گرماي جنوب ندارد و چه هماهنگي ناميموني. قصه، قصه هور است و جنوب. اما آنچه امشب اتفاق مي افتد حكايت سرگرداني زني عراقي است كه از پس سالها به دنبال شوي گمشده اش از آن سوي مرزها گذشته و خود را به دفتر روزنامه اي رسانده كه صاحب آن، زماني همسرش را از نزديك ديده است. جنگ، جنگ است و هر قدر هم كه از آن گذشته باشد، عواقبش گريبان نسل هاي پس از آن را مي گيرد. چه بسيارند آوارگاني كه هنوز به دنبال گمشدگان خود سرگردان دور و نزديك شده اند و چه بسيار آناني كه ديگر چيزي به خاطر نمي آورند جز سوت مداوم منور، گلوله و تانكهايي كه به موزه هاي جنگ اهداءمي شوند. آقا بیا پایتخت !
|
About
اگر روزي بتوانم بهترين کارم را انجام بدهم ، حتما سرم را مي گذارم و مي ميرم . Archivesهفته دوم آبان 1388هفته دوم مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته سوم فروردین 1388 هفته چهارم بهمن 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته سوم دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته سوم مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته دوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 Links
ماهنامه فيلم
فيلم کوتاه |