تبليغاتX
شب بی قانون

شب بی قانون

 

ایستاده ام 

با دهان بسته و چشمان باز

و یک لیوان واکس داغ در دست

هیچ چیز وارونه ای در کار نیست .

فقط تو از مغرب خاطرم طلوع کرده ای

 

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت0 قبل از ظهرتوسط سمانه احمدی | |