*آنها فقط از «فهمیدن» تو میترسند. از «تن» تو هر چقدر هم که قوی باشد،ترسی ندارند. از گاو که گنده تر نمیشوی، میدوشندت! از خر که قویتر نمیشوی، بارت میکنند! از اسب که دونده تر نمیشوی، سوارت میشوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو میترسند
* دکتر علی شریعتی
+نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت3 بعد از ظهرتوسط سمانه احمدی |
|
استعفا دادم تا خودم را پس بگیرم
امروز از خودم بدم آمد .
نمی توانم یا نه حوصله ندارم علتش را بگویم .
فقط می خواهم از احمدرضا درویش تشکر کنم که بالاخره سکوتش ترکید:
آقای درویش درد دل کردی . خب ! حق با شما بود آنچه گفتی موثر افتاد .
من از سینمای دفاع مقدس یا نه ! همان جنگی که نمی شناسیم استعفاء دادم.
حق با شماست . وقتی دل و دماغ نداریم یا هی آلرژی مان عود می کند چرا باید برویم سراغ جنگی که
فقط داغ مان را مضاعف می کند و روح مان را تاول می زند.
من هم دیگر دل و دماغ ندارم . از جنگ هم بیزارم .
از خیلی چیزهای دیگر هم ...
+نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت5 بعد از ظهرتوسط سمانه احمدی |
|
گمشده ام ؟
+نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت5 بعد از ظهرتوسط سمانه احمدی |
|
About
اگر روزي بتوانم بهترين کارم را انجام بدهم ، حتما سرم را مي گذارم و مي ميرم . پس هنوز هستم . آيا بودن دليل کافي براي زندگي نيست ؟